تبليغاتX
هنر محیطی
در میان هیچ. هنر محیطی هنر اولین بود و انسان اولین موجود با شعور محیطی بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

بقدر نگاهی رضایت بده             سیاهی سیاهی رضایت بده

فدای مرامت نگفتم صدام          فقط گاه گاهی رضایت بده

به پا در هوایی سماجت مکن       چه شد سر به راهی رضایت بده

خودت گفته بودی به دل نازین     هوا دار آهی رضایت بده

« گدای دو چشم سیاهت منم          بکن ترک شاهی » رضایت بده

تمام جهانم هم مال توست          نگفتم به کاهی رضایت بده

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

و غروب سقف نگاه تو نبود

ثمر باغ تو نبود

سایبان گُلِ زخمِ عشقم

آسمان در خور آه تو نبود .

گفتم بروم هیچ تا هیچ

هی بپیچم به هر پیچ

آنسوی تراز هیچ تر هیچ

افسوس که ماند هیچ در هیچ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

در شب عروسیم مرگ

کفشهایم را

واکس می کشید .

اورگ می زند

پلیس دهاتی

با خطوط عابر پیاده

تا یاد چوقای چوپانیش

سبز می کند چراغ راهنما را

تا من در زیر چرخ ماشینها

بندری می رقصم سرخ

با زنگوله ای که درون دستم مُرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

علف لاف میم

می خواندند و گیج می رفتند .

علف قاف میم

می خواندیم و گنج می رفتیم .

لباس عروسیم .

                    غواصی

کرواتم مارِ سشا .

                     نه افعی

و کفشهایم کبوترانی که بدنبال نخود سیاه پریدند ،

و کلاغ نشستند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

نگاه تو به عشق

دکمه پیراهن دریا بود ،

چون شیطان

درون دکه بهشت

کنسرو گناه می فروخت .

همچون برگی بر شاخه

بر لب گرفته ام تو را

خدا کند

در پائیز بوسه ام

نریزی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 

حمید نورآبادی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت   توسط حمید نورآبادی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
می خواهم بره باشم. علف. سنگ و سخره و درخت و یا دیوار باغی پر از سایه سار خنک هوای مکاشفه. می خواهم محض باشم و اگر هزار بار دیگر هم پلیس دستگیرم کند بجرم عواقب بلوغ. من دوبار باز نیز بر سر تمامی چهارراه های جهان درخت خواهم کاشت بخاطر همه کسانیکه عاشق حقیقی طبیعتند.
--------------------------------------
هرکسی دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش

نوشته های پیشین
آبان 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
هنر جدید
شعر
مقالات
جشن واره
 



POWERED BY
KTR.IR